X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
...آسمان ، چشم آبی خداست ، نگران همیشۀ من و تو
 

دو تا جوجه عاشق همدیگه می شن .
همش با هم بودن .
اما وقتی بزرگ می شن هر دو تا

خروس می شن !
.
.
.
.
.
.

.
نکته ی

اخلاقی : تا وقتی جوجه ای عاشق نشو !

    هیچ وقت با تایر رفتارت روی دل کسی ترمز نکن. جمله ازین فلسفی تر شنیده بودین عایا؟




آقا تجربه ثابت کرده!
اگه بالای سر کتری وایستی آبش دیرتر جوش میاد!

برید کنار دورشو خلوت

کنین بزارین کارشو بکنه!



جهان سوم جاییست که پشت ماشینت بنویسی:
یا رقیه… یا زینب…
بعد با همون ماشین

بیفتی دنبال آرمیتا و پارمیدا !



یکی وصیت میکنه تمام اعضاء بدنم رو پس از مرگم اهدا کنید جز مغزم!! میگن چرا؟
میگه :عکسای

خانوادگی توشه!



اطلاعیه جدید راهنمایی رانندگی:
پیرو مشکل آلودگی هوا،
امروز تنها خودروهایی که سه رقم

سمت راست پلاک آنها
بر ۱۷ بخش‌ پذیر است اجازه‌ی تردد دارند!




یکی ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که استاد منو ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﻬﺖ ﺻﻔﺮ ﻣﯿﺪﻡ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﻡ ﺟﻠﻮﺵ ﺳﺮﻣﻮ

ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ، ﺑﮕﻢ:
ﻣﻨﻮ ﺍﺯ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﯿﺘﺮﺳﻮﻧﯽ؟
ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ ﺑﺎﺧﺘﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ… ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ

ﺑﺘﺮﺱ…




کفش خریدم سایز پامو نداشت ی سایز بزرگتر خریدم
باهاش رفتم دانشگاه ردیف اولم نشسته

بودم
داشتم جواب سوال استادمو میدادم که ی ژست گرفتم پامو بندازم رو اون پام
همین که پامو

بلند کردم کفشم با سرعت نور پرت شد وسط کلاس
دیگه بقیشو خودتون تصور کنید!!



اگه نذری ماکارونی میدادن سر “ته دیگش” یه واقعه عاشورای دیگه خلق میشد!





اس.ام.اس پسره به دوست دخترش:
کجایی عزیز دلم ؟زنگ زدم برنداشتی!
دختر : واااای همین

الان از استخر رسیدم خونه!
دارم از خستگی میمیرم.میرم بخوابم کم کم…تو کجایی عزیزم؟
پسر

: من توی یه پارتی ام! درست پشت سرت وایستادم ..!




ﻃﺮﻑ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻗﺮﺍﺿﻪ ﺵ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﻳﻪ
ﻣﺎﻛﺴﻴﻤﺎﻱ ﻧﻮ..
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﻭﺭ ﻭ ﺯﺣﻤﺖ ﺍﺯ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ

ﺭﺿﺎﻳﺖ
ﻣﻴﮕﻴﺮﻩ.
ﺗﻮ4ﺭﺍﻩ ﺑﻌﺪﻱ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ
ﻣﺎﻛﺴﻴﻤﺎ!
ﺳﺮﺷﻮ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻴﺮﻭﻥ

ﻣﻴﺎﺭﻩ ﻣﻴﮕﻪ:
ﺑﺮﻭ ﺑﺮﻭ ﻣﻨﻢ




شعر جدید دخترا ؛
یه کیلیپس دارم قلقلیه
سرخ وسفید نیم متریه
میزنم رو سرم هوا

میرم
نمیدونی تا کجا میرم
من این کلیپسو نداشتم
قد کوتاهی داشتم
افسردگی می

داشتم
بی افم بهم عیدی داد
یه کیلیپس یک متری داد

برچسب‌ها: طنز


ارسال شده در: یکشنبه 3 آذر‌ماه سال 1392 :: 11:42 ب.ظ :: توسط : Guardian

سلام،به وب خودتون خوش اومدین.. امید ساعات خوشی رو براتون دارم.. اینجا من هرچی رو که به نظرم جالبه می نویسم.. با نظرات قشنگتون منو راهنمایی کنین تا از اینم قشنگ و پربارتر بشه.. *** نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز. موفق باشید ..

نویسندگان
Guardian (1491)
پیوندها
M
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 218541
Online User