X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
...آسمان ، چشم آبی خداست ، نگران همیشۀ من و تو
 



نمیدونم چه حکمتیه که دهه پنجاهی ها تا یه مدت دیگه نوه شون به دنیا میاد.


دهه هفتادی ها همه ازدواج کردن اما دهه شصتی ها نه زن می گیرن نه شوهر می کنن.


 واقعا چه حکمتی توشه خدا می دونه..



    آدم خوش عکس همه ش از خودش عکس می گیره یا وسط عکس ها می پره؛ آدم بدعکس همه اش از دوربین در می ره که مبادا تصویرش ثبت شه؛ خوش عکسی و بدعکسی آدم رو از کار و زندگی میندازه.





هاردی: می خوام ازدواج کنم.


لورل: با کی؟


هاردی: معلوم دیگه، با یه زن. مگه تو کسیو دیدیکه با یه مرد ازدواج کنه؟


لورل: آره.


هاردی: کی؟ 


لورل: خواهرم!






بابام میگه اول گوش کن ببین چی میگم بعد یا قبول کن یا برو فکراتو کن، بعد قبول کن! پدر دموکراته ما داریم؟






دوستم تعریف می کرد رفته بوده خواستگاری، توی صحبت دو نفره دختره بهش گفته: راستش من قصد ازدواج ندارم!

 دوستم هم گفته: منم اومده بودم خونه تون میوه بخورم برم!




یه مدل بی شعور داریم که وقتی باهاش مشورت می کنی در آخر میگه نمیدونم والا هر طور خودت می دونی. اینجور آدما رو باید فقط زد.





پیرمردی سه فرزند داشت. روزی فرزندانش را جمع کرد و به هر کدام چوبی داد شکستند! بیل داد، شکستند. تیرآهن 18 داد، شکستند! پیرمردگفت: آدمباشین، مسخره بازی درنیارین می خوام نصیحت تون کنم.





اینکه پسرا مشکل «چی بپوشم؟» ندارن، ربطی به ژنتیک و  ... نداره. کلا یه دست لباس تمیز بیشتر ندارن.





پول خوشبختی میاره؛ من حاضرم این ریسک رو بپذیرم و به عنوان نمونه آزمایشگاهی ثابت کنم به جهانیان ... دیگه کی با منه؟




یه سوال فلسفیه که بدجور ذهنمو درگیر کرده: چرا مگسی که گنده ست خره، اما زنبوری که گنده ست گاوه؟






دقت کردین !؟

انقدر با دقت تخمه میخورن ، که انگار میخوان بابت پوستاش رسید بگیرن !



مامانم تازه یاد گرفته اس.ام.اس بده

واسم نوشته : آیا برای ناهار می آیی؟

جواب دادم :آری می آیم!

نوشته :از خودت مراقبت کن!

جواب دادم :مادر تو را بسیار دوست دارم!

نوشته :فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت!

خدایا این شادی هارو از ما نگیر 

برچسب‌ها: خنده بازار


ارسال شده در: چهارشنبه 20 آذر‌ماه سال 1392 :: 04:55 ب.ظ :: توسط : Guardian

سلام،به وب خودتون خوش اومدین.. امید ساعات خوشی رو براتون دارم.. اینجا من هرچی رو که به نظرم جالبه می نویسم.. با نظرات قشنگتون منو راهنمایی کنین تا از اینم قشنگ و پربارتر بشه.. *** نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز. موفق باشید ..

نویسندگان
Guardian (1491)
پیوندها
M
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 218541
Online User