X
تبلیغات
رایتل
دل نوشته
...آسمان ، چشم آبی خداست ، نگران همیشۀ من و تو
 

از کسی اعتقادمون گم نیست ، نسل ما قهرمان مردم نیست
نونمون بی تنور آجر شد ، نسل ما نسل بوی گندم نیست

هی نوشتیم و هی نفهمیدیم ، قهرمان رمان ما کی بود
قهرمان رمان نسلی که ، بهترین مردش عنکبوتی بود

مارو از بچگی سیاه کردن ، دستمون رو به روی هم بالاست
نسل ما با یه دایره زنگی ، سرِ چارراه پیِ یه ماندلاست
  فقط این نسله که تو هر دوره ش ، پیرهن راه راه مد میشه
نسل قبلی کلاهشُ برداشت ، دوره ی ما کلاه مد میشه

آدما مومیایین انگار ، دوره ی ما شبیه فرعون بود
با یه حرکت تماممون ماتیم ، نسل ما نسل ناپلئون بود

ما تو باد گذشته خوابیدیم ، نسل ما قبله شو نمیدونه
سر به سمت خلیج میذاره ، پشت کوروش نماز میخونه

دیگه فرقی نداره کی بودیم ، مای دیروز عمریه مُردیم
واسه دنیا چه ارزشی داره ، ما یه روزی ملخ نمیخوردیم؟!

نسل ما انتقام میگیره ، از خودش از نژادش از ریشه!
ما تمامیِ فصلُ جنگیدیم ، نسل ما زود منقرض میشه


ارسال شده در: یکشنبه 1 دی‌ماه سال 1392 :: 10:19 ب.ظ :: توسط : Guardian

سلام،به وب خودتون خوش اومدین.. امید ساعات خوشی رو براتون دارم.. اینجا من هرچی رو که به نظرم جالبه می نویسم.. با نظرات قشنگتون منو راهنمایی کنین تا از اینم قشنگ و پربارتر بشه.. *** نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز. موفق باشید ..

نویسندگان
Guardian (1491)
پیوندها
M
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 218541
Online User